على ربانى گلپايگانى

206

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

و گروهى مخالفند و گروه مخالف مىگويد اگر اعاده جايز است پس ايجاد مماثل آن هم بايد ممكن باشد ، زيرا حقيقت اعاده عبارت است از تكرار هستى يك موجود ، هرگاه اين تكرار جايز و ممكن شد ، ديگر از نظر عقلى ، بار نخست و بار دوّم و . . . همگى يكسان هستند . به عبارت ديگر : مقصود از « امثال » در اينجا اين است كه « مماثل » هم مانند « معاد » تكرار « مبتدا » بشمار مىرود . و چون قائل به اعاده اصل ، تكرار را در مورد نخست پذيرفته است ، بايد در مورد دوّم هم بپذيرد ، ولى اين نقض بر منكر اعاده وارد نيست ، زيرا او فقط به تحقق بار اوّل قائل است ، و از نظر عقلى هيچ‌گونه مانعى در مورد هستى بار اوّل وجود ندارد و در عين حال « مماثل » با موجود اوّل را ممكن نمىداند ، زيرا مماثل به معنى دقيق فلسفى چيزى غير از تكرار يك واقعيت نيست و مفروض اين است كه او منكر امكان آن است . آرى اگر او محال بودن مماثل « مبتدا » را به اجتماع مثلين تعليل مىكرد ، بر او نقض مىشد كه اگر مانع از وجود مماثل مبتدا ، اجتماع مثلين است ، اين مانع در مورد مماثل معاد هم تحقق دارد . پس فقط معاد تحقق مىيابد نه مماثل آن ؛ ولى همان‌گونه كه بيان گرديد ، منكر اعاده ، امتناع مماثل مبتدا را به لزوم تكرار هستى و هويت يك ذات و ماهيت تعليل مىكند ، كه همان « اعاده » است ، و او اعادهء به اين معنى را در هرصورت ممتنع مىداند . 2 - تقرير ديگر اين است كه : در صورت ايجاد موجود مماثل با معاد از هر جهت و عدم تمايز ميان آن دو ، ديگر نمىتوان يكى را معاد و ديگرى را مماثل دانست ، نه اينكه تمايزى به حسب واقع هست و ما نمىدانيم ، بلكه به حسب واقع و نفس الامر ميان آن دو هيچگونه تمايزى نيست ، يا بايد بگوئيم هردو معاد هستند و يا هر دو مماثل ، و قائل به اعاده معدوم به هيچيك از اين دو فرض معتقد نمىباشد « 1 » . دليل سوّم : اعادهء معدوم مستلزم انقلاب يا خلف است : در اين دليل ،

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، ص 359 ، شرح منظومه سبزوارى ، امور عامه ، المعدوم لايعاد ، شرح مبسوط منظومه شهيد مطهرى . ج 2 ص 259 .